تبليغاتX
۩ اسیری در اثیری ۩
 
مهارت ابراز

:: مهارت ابراز را بياموزيم ::

 

درآمد

آدمي در طول زندگي خويش، مهارت‌هاي زيادي را فرا مي‌گيرد و بيش‌تر اين مهارت‌ها براي گذران زندگي‌اش لازم‌اند. مثلاً مهارت در حرفه‌ي كاري جزء اين دسته است. اما مهارت‌هايي هم هستند كه بايد در عرض زندگي آموخته شوند، مثل مهارت‌هاي ابراز، دوست داشتن، عشق! و...

مهارت‌هايي كه در طول زندگي مي‌آموزيم، براي گذران زندگي‌اند و مهارت‌هايي كه در عرض زندگي فرا مي‌گيريم، براي كيفيت طول زندگي‌اند. از بين اين مهارت‌ها، آن‌چه به بحث خواهيم نشست، پيرامون مهارت ابراز است.

 

مهارت ابراز

يعني اين‌كه ما بياموزيم، چه‌طور و چه‌گونه اين مهارت را كسب كنيم و در كجا به كار بنديم. اين مهارت، مهارتي است كه يا كسي به آن توجه نكرده است و يا اين‌كه اگر هم توجه كرده است، در عمل نتوانسته است آن را به‌خوبي به كار بندد.

از كساني پرسيده‌ام، آخرين باري كه با پدر و مادر خود دست داده‌ايد، كي بوده؟ اظهار بي‌اطلاعي نموده است. باز پرسيده‌ام آخرين باري كه آن‌ها را در آغوش گرفته‌ايد، كي بوده است؟ و هيچ جز سكوت، جوابم نداده‌اند.

روي سخن با كساني نيست كه با پدر مادرشان غريبه‌اند و صرف هم‌خوني بودن و هم‌خانه بودن‌شان است كه با آْن‌ها زندگي مي‌كنند، بل‌كه منظورم كساني‌اند كه ادعاي دوست داشتن پدرمادر خود را دارند اما پاي عمل ابرازشان مي‌لنگد.

دوست داشتن اگر فقط در عرصه‌ي نظر باشد و در عمل ديده نشود، به چه دردي مي‌خورد؟ بايد اين دوستي را ابراز نمود.

مورد بالا (ابراز محبت به پدرمادر) يكي از جنبه‌هاي ابراز بود كه به آن اشاره كردم، با قدري تامل مي‌توان دريافت، مهارت ابراز جنبه‌هاي گوناگوني دارد.

هستند كساني را كه از صميم قلب، كسي را دوست مي‌دارند اما نمي‌توانند ابراز كنند. در جواب اين رفتارشان هم نمي‌توانند دليلي بيابند. چرا كه بيش‌تر دنبال بهانه‌تراشي و دليل‌تراشي‌اند، تا كمك به خويشتن!

شايسته است، هر كسي را كه دوست داريم، نشان دهيم كه او را مي‌خواهيم. خيلي از مواردي كه طرف ادعاي عتاب يار پري‌چهره مي‌كند و حكايت از رو گرداندن او مي‌كند، يك‌بار از خود نمي‌پرسد كه اين عتاب، در جواب يا به خاطر چه بود؟ آيا من توانستم به او بفهمانم كه از صميم دل مي‌خواهم‌اش؟ آيا توانستم احساس‌ام را با حرف‌ها و رفتارم به او بفهمانم؟

 

چگونه اين مهارت را كسب كنيم؟

 

1. كنار گذاشتن عادت‌ها:

مثلاً ما عادت كرده‌ايم، وقتي كه وارد خانه مي‌شويم سلام سردي به اهل خانه بدهيم و در گوشه‌ي دنجي بياراميم. اين‌بار به تك تك اعضاي خانواده سلام بدهيم و احوال آن‌ها را بپرسيم. جاي اين‌كه هر كدام، به كار خويش باشيم و غافل از ديگري؛ دور هم جمع شويم و از روزمره‌هايمان براي هم بگوييم. معمولاً ما ناخودآگاه به چيزي عادت مي‌كنيم و وقتي هم كه در خوش‌بينانه‌ترين حالت، متوجه‌ي عادتمان مي‌شويم، آن‌قدر با آن خو گرفته‌ايم و زندگي كرده‌ايم كه دل كندن از آن برايمان سخت مي‌شود. پس بهتر است اعمال و رفتار خود را هميشه بررسي كنيم و پيش‌گيري قبل درمان كنيم.

 

2. تمرين ابراز:

ممكن است براي كسي با توجه به تعاليم تربيتي او، سخت و گاه دور از ذهن باشد، كه پدر مادر خود را در آغوش بگيرد. در اين صورت مي‌توان از ابتدايي‌ترين‌ها و بديهي‌ترين‌ها شروع كرد. مثلاً از زحمات آن‌ها قدرداني كرد و گفت كه وجودمان از وجود آن‌هاست. البته نمي‌توان در اين مورد نسخه‌ي عام پيچيد، بايد بر اساس شرايط، خود راه‌كاري براي ابراز بيابيد.

نكته‌ي مهمي كه بايد به آن توجه نمود، اين است كه بايد در ابراز، صريح بود. بايد به‌روشني آن‌چه را كه در دل است به زبان آورد. ممكن است با زبان بي‌زباني هم بتوان محبت خويش را به كسي ابراز نمود. اما بهتر است كه در كلام نيز به‌وضوح محبت را ابراز نمود. رفتار، جنبه‌ي عملي و گفتار، جنبه‌ي نظري ابراز است كه بايد توام با هم باشند.

 

چرا ابراز؟

در اين مورد بحث نمي‌كنم و آن را به شما واگذار مي‌كنم. در خلوت خويش فكر كنيد كه چه نيازي به ابراز هست؟ خوب است يا بد؟ پيامدهاي‌اش چيست. و بسياري از موارد ديگر كه با كمي تعمق مي‌توانيد بپرسيد و جواب دهيد.

# نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:4  توسط روان نویس  | 

شرح مبسوط
# نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:15  توسط روان نویس  | 

۩  طراح وبلاگ : روان نویس  ۩
« استفاده و کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است »