تبليغاتX
۩ اسیری در اثیری ۩
 
دوستي (1)

:: آن‌چه در دوستي مهم است ::

 

(قسمت اول)

دوستي نيازي به تعريف كلاسيك ندارد. زيرا همه‌ي ما به‌نحوي با اين مقوله آشنا هستيم. اما با پارامترهاي آن كم‌تر آشناييم و يا اين‌كه در صورت آشنايي نيز، اين نكات را كم‌تر به‌كار مي‌بريم.

دوستي اتفاق مهمي در زندگي انسان‌هاست. در سايه‌ي آن انسان‌ها مي‌توانند به تعالي هم كمك كنند. به واژه‌ي متعالي، ماورايي ننگريد. منظور من از متعالي، داشتن رفتار و گفتار هنجار و سنجيده است.

 

پارامترهاي دوستي

 

هدف

بايد براي خود مشخص كنيم كه هدف ما از اين ارتباط چيست. استفاده از تجربه‌هاي اوست؟ با هم بودن است؟ گردش رفتن و تفريح كردن است؟ ارتقاي سطح علمي است؟ يا ...؟

داشتن هدف، باعث مي‌شود كه كيفيت و نحوه‌ي ارتباط نيز مشخص گردد. مثلاً كسي كه تنها فاكتور مشترك خود و دوستش در درس‌خواندن است. يعني اصطلاحاً هم‌كلاس هستند و با فارغ‌التحصيل شدن نيز اين رابطه پايان مي‌پذيرد؛ نبايد هنگامي كه دوستش درخواست او را براي گردش و تفريح رد كرد، ناراحت بشود.

 

اعتماد

نمي‌گويم كه طرفين بايد به‌هم 100% اعتماد داشته باشند. اما بدون اعتماد نيز ادامه‌ي دوستي سخت است و آن‌طور كه بايد؛ طرفين از بودن با هم رضايت خاطر نخواهند داشت. بايد نسبت به گفتار و رفتار هم اعتماد داشته باشيم.

 

كمال‌گرا نبودن

ما انسان‌ها بالاخره هر يك در محيطي پرورش يافته‌ايم و اين‌كه اخلاق و خصوصيات مخصوص به خود را داريم. لذا در دوستي انتظار اين‌كه تمام رفتارهاي طرف، مطابق با خواسته‌ي ما باشد؛ نه شدني است و نه جايز! معمولاً اشخاص كمال‌گرا از دوست خود انتظار دارند كه تمامي رفتارهايش مطابق ميل‌شان باشد. ممكن است با كوچك‌ترين خطايي كه از دوستانشان سر بزند، خط قرمزي روي اين رابطه بكشند و ديگر حتي پشت سرشان را هم نگاه نكنند. به نظر من اين‌گونه افراد تا حدودي خودخواه هستند، زيرا همه چيز را براي خود مي‌خواهند. حتي در برخي موارد، انتظار دارند كه دوست تنها در اختيار خودشان باشد و از رابطه‌ي نزديك ديگري با دوستشان روي خوش نشان نمي‌دهند.

 

 

 

گذشت

به نظر من يكي از مهم‌ترين پارامترهاي دوستي، گذشت است.(همان‌چه ما كم‌تر آموخته‌ايم و كم‌تر عمل مي‌كنيم)، بنا نيست كه دوستان ما هميشه رفتارهاي معقول مورد نظر ما را داشته باشند. حتي گاه ممكن است موجب رنجش ما نيز بشوند. مثلاً بعضي از افراد از اين‌كه در جمع با آن‌ها شوخي شود خوششان نمي‌آيد و در صورتي كه در جمع با آن‌ها شوخي شود، شايد به روي خويش نياورند. اما اين عمل در كيفيت دوستي و حسابي كه بر دوستي باز كرده‌اند اثر مي‌گذارد. دوستي مي‌گفت، ارزش دوستي بسيار بالاتر از اين‌هاست كه بخواهي به خاطر يك خطا (هر چند بزرگ)، به دوستي‌ات پايان دهي! لذا مي‌بايست گذشت را تمرين كرد و آموخت. استادي مي‌گفت، تا مجردها ازدواج نكنند، نمي‌دانند كه چه‌قدر گذشت دارند. در رابطه‌ي زناشويي است كه مشخص مي‌شود چه‌قدر گذشت داريد. زيرا كيفيت اين رابطه با رابطه‌هاي ديگر فرق دارد. به قول معروف ممكن است آدمي كله‌اش بوي قرمه‌سبزي بدهد، اما در زندگي مشترك مجبور مي‌شود خود را اصلاح كند.

يكي از پارامترهايي كه موجب گذشت مي‌شود، عشق است. در بين زوج‌هايي كه هنوز عشق جاري است و هنوز بهترين را براي ديگري مي‌خواهند؛ نسبت به كم‌بودها و خطاي هم گذشت دارند و به‌راحتي از كنار مسائل مي‌گذرند.

اصولاً عدم گذشت زمينه‌ي كينه و شايد يك‌سري از ناهنجاري‌ها ديگر باشد. فرض كنيد كه من از دوستم به خاطر اين كه در جمع مرا به استهزا گرفته است، خرده بگيرم. و در آينده نيز خطاي دوستم را نبخشم (منظور اين كه از ذهنم خارج نكنم!). ممكن است حتي در مورد مشابه، در مقام انتقام نيز برآيم، با خود مي‌گويم، او كه شخصيت مرا بين ديگران خرد كرد، پس چه دليلي دارد كه من نيز اين رفتار را با او نداشته باشم؟ مي‌بيند به همين سادگي همين‌جور براي خودم فلسفه مي‌بافم و...

 

انتظار نداشتن

نبايد از دوستان خود انتظارات نجومي و ماورايي داشت. بعضي‌ها فكر مي‌كنند كه بايد دوست هميشه در كنار آن‌ها باشد و ترك ايشان به‌منزله‌ي عدم توجه و عدم درك است. اصطلاحاً در اين موارد از واژه‌هاي بي‌معرفت، نمك‌نشناس، سرد، بي‌روح و... استفاده مي‌كنند. دوستي مي‌گفت كه بنده سعي مي‌كنم هميشه كارهايم را خودم انجام دهم و كم‌تر از ديگران كمك بگيرم. زيرا خوش ندارم از كسي درخواست كمك كنم. اما از اين‌كه به دوستي كمك كنم، خيلي خوش‌حال مي‌شوم. خوب اين شخص، از دوستان خود هيچ انتظاري ندارد! (درباره‌ي انتظار نداشتن از افراد قبلاً توسط همين قلم، در اين وبلاگ بحث شده است.)

 

ادامه دارد...

# نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 10:25  توسط روان نویس  | 

۩  طراح وبلاگ : روان نویس  ۩
« استفاده و کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است »