|
|
تبعیض در اسلام |
|
|
۩ تبعیض در دین اسلام ۩ ببر از همه گـــوی پیغمبری که با او کسی را نبد برتری ::اسدی:: 1 – تبعیض نژادی : یکی از امتیازات برجسته اسلام همین مبارزه با تبعیض نژادی ست و در سالهایی که برده داری تبدیل به یک نوع تجارت شده بود ، اسلام با مردود اعلام نمودن برده داری ، به مبارزه با آن پرداخت . تا آنجا که می بینیم موذن پیامبر یک سیاهپوست است و در صفوف نماز ، دوش به دوش سفیدپوستان به نماز می ایستد؛ در واقع اسلام با مبارزه با برده داری و استثمار سیاهپوست ها بورژواهایی را به چالش می کشاند که همین ها در آینده موجب مشکلات متعددی برای اسلام می شوند. ایدئولوژی که اسلام به یک سیاهپوست می دهد یک نوع خودآگاهی فردی و اجتماعی ست ، بطوریکه دیده می شود با بیدار کردن خودآگاه بلال، او را از شلاق زدن باز می دارد و یکباره انگار صدایی در گوشش می پیچد و همان جاست که می گوید "لا اله الا الله " . این شخص همان شخصی ست که تا چند لحظه پیش مطیع صاحب و خدای خود (ارباب) بود اما با شعار "لا اله الا الله " دندان های استثمار را در دهانش خرد می کند ، بینشی که اسلام به او می دهد بینش سازش نیست بلکه بینشی انقلابی ست که موجب شکستن قید و بند های گذشته شده و او را از چنگ استثمار می رهاند . آزادی و آزاد اندیشی از فطریات انسان است و تامین آن برای هر شخصی لازم می باشد . دیگر بلال خود را در برابر خدا می بیند نه در برابر ارباب خود .همین باعث می شود تا مردی آزاده شود . 2- تبعیض اجتماعی : تبعیض اجتماعی از دیدگاه اسلام معنا ندارد و همه در برابر قانون های اجتماعی برابر هستند ، در نهج البلاغه می خوانیم که علی (ع) بر سر بیت المال چقدر حساسیت نشان می دهد و در تقسیم آن فرقی بین برادر و غیر برادر نمی گذارد . و همین علی در محکمه دادگاه با یک یهودی بر سر میز محاکمه می آید تا ادعای خویش را در حضور قاضی به اثبات برساند . آنچه مرا به اسلام مشتاق می گرداند همین مبارزه با تبعیضات است زیرا مکتب اسلام مکتب آزادی و آزادگی ست . در اسلام تمام مردم به عنوان یک ملت واحد نگریسته می شوند ، و طبقات در اسلام معنا ندارد . همه در یک طبقه اند و بنده خدا . 3 – تبعیض جنسیتی : در سالهای قبل از ظهور اسلام ، در جوامع قبیله ای زن حتی به عنوان جنس دوم هم دیده نمی شد بلکه زن حکم کالایی را داشت که مرد آن را می خرد و صاحب آن است . البته در همه قبیله ها اینطور نبود و در آن قبایل ، ارزش زن بالاتر از این حرفها بود ، اما صحبت ما در مورد همان قبیله هایی ست که ناشایست ترین جنایات را بر زنان روا می داشتند و آن وقت سر خود را بالا گرفته و خود را مرد می نامیدند ، در این شرایط اسلام با ارائه ایدئولوژی خود ارزش زن را بالا می برد و او را همسنگ و برابر مردان می بیند و مرد و زن را نه در مقابل هم بلکه در کنار هم می بیند در آیه ای می خوانیم که مردان را برای آرامش زنان و زنان را برای آرامش مردان آفریده ایم . و به عبارت دیگر داریم : "مردان را لباس زنان و زنان را لباس مردان قرار دادیم" (البته ناگفته نماند که روشنفکران اشکالات زیادی بر مبارزه تبعیض جنسیتی در اسلام وارد می کنند. ) نجوید کسی بر کسی برتری مگر از طریق هنــــــــــر پروری ::نظامی:: |
||
|
#
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 13:17 توسط روان نویس
|
|
||
|
|
تجارت انسان |
|
|
۩ غرور ملی و تجارت انسان در هزاره سوم ۩ تجارت هزاره سوم واژه تجارت به معنای داد و ستد ، سوداگری و معامله بازرگانی است و اغلب آنچه رد و بدل می شود کالا می باشد که می تواند به هر نوع و شکلی باشد . اما آنچه که هم اکنون شاهد آنیم تجارتی به نام تجارت انسان است . در این جا هم با توجه به تعریف تجارت باید گفت که تجارت انسان ، معامله ای ست بازرگانی که طی آن کالایی رد و بدل می شود ، سوالی که اینجا مطرح می شود این است که مگر انسان کالاست ؟ البته تجار در این مورد ، انسان را نیز کالایی در نظر گرفته و آن را مورد معامله قرار می دهند ، و تازه چه کالایی بهتر از انسان می توان یافت ؟ هم می توان از او کار کشید هم می توان از او بهره کشی جنسی نمود هم می توان او را به انجام کارهای خلاف وادار نمود ، هیچ ماشین و دستگاهی قادر نیست این کارها را انجام دهد. و اینقدر انعطاف پذیر باشد . و این است که می بینیم انسان نیز مورد معامله قرار می گیرد و مثل کالایی بسته بندی شده برای مصرف مشتری ارسال می گردد ، چند وقت پیش مقاله ای خواندم با عنوان تجارت زنان که آمار خروج دختران کم سن و سال ایرانی را به کشورهای خارجی در ماه 45 نفر خبر داده بود که آنان برای سوءاستفاده جنسی به کشور پاکستان فرستاده می شدند . آنجا که پا به مسئله هسته ای می رسد ، همه علمدار غرور ملی می شوند و هر کس را که می بینی از غرور و عزت ملی اش حرف می زند اما اینجا که دختران ما را تجارت می کنند ما خاموشیم . شاید مشغول مسئله هسته ای هستیم و یا شاید که اصلا ما غرور نداریم . بخوانید غرور و نخوانید غیرت ، رسانه ها برای جلوگیری از این عارضه شوم چه می کند ؟ متاسفانه مطبوعات در این زمینه گاها مقالاتی پراکنده می نویسند ، اما هیچ وقت نشده است که به طور منسجم به این مقوله بپردازند . هر روز گفتگوی ویژه خبری از شبکه 2 سیما پخش می شود ، اما دریغ از اینکه به پیامدها ، عوامل و آسیب شناسی این تجارت بپردازد (البته شاید قبلا چنین برنامه ای را پخش کرده باشند ، اما من تا به حال ندیده ام .) . به نظر من مطبوعات و رادیو و تلویزیون (کلا رسانه های جمعی) باید خیلی دقیق به بحث در این زمینه بپردازند و با فرهنگ سازی ، خانواده ها را از اثرات فرار از خانه یا ... مطلع سازند . و در آخر : من از ایرانی بودن خودم شرمسارم . نه ببخشید از انسان بودن خودم شرمسارم زیرا می بینم فرهنگ انسانی که طی قرون تکوین یافته است و حالا به این مرحله رسیده است ، هنوز فروش آدمها مثل دوران قدیم مرسوم است و تنها شکل و فرمش عوض شده است. ممکن است بگویید که من خیلی ایده آلیست هستم و همیشه ایده آل به دنیا نگاه می کنم . اما عزیزان باور کنید که تحمل این درد برای هر انسانی که دارای وجدان انسانی است سخت است و این می شود که به نوشتن چنین جملاتی روی می آورد . بزرگان می گویند که باید دنیا را با همین زشتی و زیبایی هایش پذیرفت . اما باید تکانی به خود داد تا شاید از زشتی های این دنیا کاسته و به خوبی هایش بیافزاییم . زیرا زشتی و زیبایی را ما می آفرینیم و ارزش زشتی و خوبی را ما معلوم می کنیم . این جمله را اکثرا شنیده اید : آورده اند که روی سنگ قبری این عبارات نوشته بود : من اول می خواستم که تمام دنیا را عوض کنم اما هر چه زور زدم نتوانستم . بعدا که پیر شدم و مرگ به سراغ من آمد فهمیدم که اگر من خودم را اصلاح می کردم و به تبع آن خانواده خودم را اصلاح می کردم آن وقت فامیل های خودم را اصلاح کرده بودم و سپس شهر ، کشور ، قاره و تمام دنیا عوض شده بود . (تلخیص از نشریه موفقیت) پس من نمی توانم و حق ندارم بگویم که از من کاری بر نمی آید ، به نظر من برای ما ایرانیان با تمدن درخشانی که داریم ننگ است که لکه چنین تجارت ننگینی بر دامان هایمان باشد . ممکن است بگویید که من چکار می توانم بکنم ، من که کاره ای نیستم یا ... اما به نظر من ، من و شما هم می توانیم کاری کنیم که تاحدودی از رشد این تجارت بکاهیم . «اگر من و شما با نوشتن ها و گفتن هایمان برای اطرافیانمان روشن سازیم که غیرت به معنای آزار و محدود کردن خواهران و مادران و زنانشان نیست شاید بتوان کمی از آزار و اذیت هایی که به زنان در خانواده ها می شود کاست . زیرا فرار از خانه و به تبع آن سرگردانی در خیابانها ، یکی از عوامل این تجارت است ، پس اگر شرایط خانواده طوری باشد که فرد داخل آن احساس امنیت کند و از بودن در کنار خانواده لذت ببرد دیگر تصمیم به فرار نمی گیرد . زیرا خانواده را برای خود پناه می بیند و خانه را پناهگاه . البته مسئله "غیرت ایرانی" یکی از عوامل بود و عوامل متعدد دیگری زمینه های فرار از خانه را فراهم می سازد، که موضوع بحث من نیست.» نیما یوشیج در شعر " آی آدمها " با نگاهی ظریف و اندیشمندانه ، بی تفاوتی ما را نقد می کند : آی آدمها که در ساحل شاد و خندانید یک نفر در آب دارد می سپارد جان . یک نفر دارد دست و پای دائم می زند ... آی آدمها ... |
||
|
#
نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 12:10 توسط روان نویس
|
|
||
|
|
استثمار در دنیای مدرن |
|
|
۩ بهره کشي ازانسانها با شعار خدمت ۩ قبلا فکر مي کردم که بورژوازي مربوط به سال ها پيش بوده و بشر متمدن ، بورژوازي را مطرود دانسته است. و ديگر به کارگرفتن طبقه کارگر ، توسط بورژواها و فئودالها از بين رفته است اما کمي که به اطرافم دقیق تر شدم ديدم نه تنها بورژوازي از بين نرفته بلکه در اشکال مختلف در جامعه تکثير يافته است . روزي از ايام پاييز سال جاري ، با يکي از دوستانم قرار گذاشته بودم . نيم ساعتي گذشته بود و هنوز دوست من سر قرار حاضر نشده بود ، چند قدم آن طرف تر مردي را ديدم که مشغول پخش آگهي تبليغات بود ، کنجکاو شدم که بدانم آن مرد چه چيزي را پخش مي کند ، جلو رفتم و ديدم که تبليغات مغازه يکي از آشنايان را پخش مي کند ، از او پرسيدم که براي اين کار چقدر دريافت مي کند . و او در حالت بغض به من گفت روزي هزار تومان يعني از صبح تا شب فقط هزار تومان . از زندگيش پرسيدم ، گفت که يک سال و نيم است که پول اجاره بهاي خانه اش را پرداخت نکرده است و ... که خواندن آن دل هر انساني را مي آزرد . کارفرماي آن مرد ، مردي بود از طبقه بورژواها که همواره بوي عطر گل محمدي مي دهد و همه او را حاجي صدا مي زنند . و در کلام کوتاه او را "معتمد"،"متدين" و "باايمان" مي دانند ، با خودم گفتم اين بود اسلامي که پيامبر 23 سال براي تحقق آرمان هايش سختي کشيد ، اين بود اسلامي که علي (ع) به مردم شناساند و ... نه قطعا اين نبود . اين حاجي صفت هاي سرمايه دار بورژواي بهره کش ، بويي از اسلام نبرده اند و از اسلام تنها ايستادن در صفوف جلوي نماز جمعه را مي دانند ، وگرنه هيچ وقت به خود اجازه نمي دادند که از مردم با شعار خدمت به آنها بهره کشي کنند ، بنده خدا آن مرد که مشدعلي مي ناميدنش ، خوشحال بود از اينکه حاجي کاري برايش دست و پا کرده است ، اما نمي دانست که همين حاجي او را استثمار مي کند ، نمي دانست که حاجي در لباس دين به او و امثال او خيانت مي کند و حق واقعيشان را پرداخت نمي کند . اين نمونه مشتي از خروار بود ، ديده ام که مردمان با شخصيت و اتوکشيده و با فرهنگ مي آيند با حقوق ماهي سي هزار تومان دختران و زنان را به کار مي گيرند و از آنها از 9 صبح تا 9 شب کار مي کشند ، ديده ام کودکاني را که با بافتن يک کمربند تنها 20 تومان دريافت مي کنند ، ديده ام مردان و زناني را که با پرکردن پنبه ، تنها 1 الي 2 تومان دريافت مي کنند . کمي به خودمان بياييم تا کي و تا کجا ؟ و چقدر ؟ تا کي ميخواهيم به زراندوزي ادامه دهيم . حس پول پرستي و زياده خواهي چشمهايمان را به روي حقايق بسته است ، ما را اسير دنيا کرده است ، من نمي خواهم بگويم به خاطر رضاي خدا ، يا به خاطر پاداش معنوي و ... ، بلکه به خاطر انسانيت و شرف ، بياييد با هم پيمان ببنديم که از زيردستان و کارمندان خودمان بهره کشي نکنيم و حق واقعي شان را بپردازيم . و با هم بخوانيم : بني آدم اعضاي يکديگرند که در آفرينش ز يک گوهرند |
||
|
#
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 13:32 توسط روان نویس
|
|
||
|
|
نکاتی در مورد وبلاگ نویسی (5) |
|
|
۩ ويژگي هاي ممتاز يک وبلاگ خوب (۵) ۩ قسمت پنجم: (عرض وبلاگ) 5 – بزرگنمايي وبلاگ : برای بزرگنمایی وبلاگ یا سایت می توانیم به دو طریق عمل کنیم 1 – روش پیکسلی : در این روش با تعیین عرض وبلاگ با پیکسل (px) و تخصیص یک align مناسب وبلاگمان را طراحی می کنیم . اگر align وبلاگ را Right انتخاب کنیم وبلاگ ما در سمت راست صفحه قرار می گیرد ، همچنین برای Left و Center نیز به ترتیب وبلاگ در سمت چپ و وسط صفحه ، قرار می گیرد . با توجه به اینکه مانیتورهای "15" اینچ اکثرا دارای بزرگنمایی 600*800 هستند برای اینکه وبلاگ ما در این مانیتورها به هم نریزد باید اندازه عرض وبلاگ کمتر از 760 باشد . زیرا اگر بیشتر از این بگیریم . یک Scrolls Bar در پایین صفحه ظاهر می شود و نمای وبلاگ را به می زند . و علاوه بر آن خوانندگان باید برای خواندن مطلب ، دایم Scrolls Bar را چپ و راست کنند . 2 – روش درصدی : در این روش دیگر فرقی نمی کند که وبلاگ در چه مانیتور و چه بزرگتمایی باز شود زیرا در هر مانیتور و در هر اندازه ای که باز شود به هیچ عنوان به هم نمی ریزد زیرا وبلاگ ما به اندازه تمام صفحه می شود . و کل صفحه را پر می کند . در این روش می توانیم بر حسب سلیقه و با در نظر گرفتن قالب وبلاگ از هر درصدی استفاده کنیم . اما توصیه من به دوستانم این است که سعی کنید درصد عرض وبلاگ را کمتر از 90% نگیرید زیرا در کمتر از این جلوه وبلاگ به هم می ریزد . نکاتی که در مورد align ها که در قسمت اول گفتم در این مورد نیز صادق است . تنها اشکالی که این روش دارد این است که وقتی ما وبلاگ را طراحی می کنیم ممکن است در مانیتورهای بزرگ یا کوچک تر از مانیتور ما ، جلوه سایت به زیبایی حالتی که در مانیتور ما است نباشد . اجازه بدهید با ذکر مثالی به روشن تر شدن بحث کمک کنم . فرض کنید که مانیتور شما "15" اینچ است و بزرگنمایی صفحه نیز در اندازه 600*800 می باشد . حالا شما عرض وبلاگ خود را 100% می گیرید و هنگام مشاهده وبلاگ می بینید که همه چیز بر طبق میل و خواسته شماست ، اما اگر همین وبلاگ را با بزرگنمایی 1024 مشاهده کنید ممکن است که زیبایی قبلی را نداشته باشد . و وبلاگ شما پهن شده باشد . همواره به یاد داشته باشید که عرض وبلاگ را به یکی از روش های بالا مشخص کنید که موجب Scroll Bar اضافی در پایین صفحه نشود . |
||
|
#
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 19:2 توسط روان نویس
|
|
||
|
|
نکاتی در مورد وبلاگ نویسی (4) |
|
|
۩ ويژگي هاي ممتاز يک وبلاگ خوب (4) ۩ قسمت چهارم:(رنگ و فونت) 1 – رنگ وبلاگ : اکثر طراحان خارجي ، به رنگ سايت خيلي اهميت مي دهند و اين جور نيست که همين طوري رنگها را در سايت مورد استفاده قرار دهند ، زيرا روانشناسي رنگها به ما کمک مي کند تا بين موضوع سايت و مخاطب خاص آن ، هارموني لازم را به کار ببنديم ، مثلا سايت هايي که براي مواد غذايي اند اگر رنگ زرد داشته باشند جلوه بهتري در نزد مخاطب پيدا مي کنند زيرا طبق تحقيقاتي که دانشمندان به عمل آورده اند متوجه شده اند که رنگ زرد ، رنگ اشتهاآوري است . پس در نظر گرفتن اين نکته ، مي تواند در سفارشات و بازديد سايت بسيار مؤثر واقع گردد. نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که سعي کنيم سلايق فردي خودمان را با سلايق ديگران مقايسه کنيم و ببينيم که اغلب مخاطبان از چه رنگ هايي خوششان مي آيد ، براي نقشه شهري در آمريکا از مردم نظر سنجي مي کنند که آنها دوست دارند مثلا فلان اداره کجاي شهر باشد يا پارک و شهربازي در کجا ؟ پس از انجام نظرخواهي ، مهندسان با طراحي نقشه آن شهر توانستند شهري را مطابق ميل مردم بسازند ، به طوري که اگر يک غريبه وارد شهر شود راحت تر اماکن عمومي و يا ادرات آن را پيدا مي کند ، هرچند اين مثال در زمينه وب نبود اما مي تواند مصداق خوبي براي اين موضوع باشد . نکته سرعتي : سعي کنيد از رنگ هاي محدود استفاده کنيد زيرا استفاده بي رويه رنگها علاوه بر اين که با اصول طراحي وب سازگار نيست در بارگذاري وبلاگ نيز تاثير منفي دارد . 2 – فونت : به دوستان پيشنهاد مي کنم که در انتخاب فونت و اندازه فونت براي وبلاگشان دقت به خرج دهند و سعي کنند که فونت پست هاي متوالي آنها همگن باشد ، اگر به وبلاگ من توجه کرده باشيد متوجه خواهيد شد که تمام فونت هاي عنوان Time New Roman و اندازه آنها 14pt است و فونت متن پست ها نيز Tahoma و اندازه آنها 10pt مي باشد . در بعضي از وبلاگ ها ديده مي شود که وبلاگ نويسان از فونت Tahoma و اندازه 20 يا بالاتر براي جلب توجه مخاطب استفاده مي کنند ، اما متوجه اين نيستند که قالب وبلاگشان به هم مي خورد . توصيه من به دوستان اين است که اگر خواستيد از اندازه فونت بزرگ استفاده کنيد به هيچ عنوان از Tahoma استفاده نکنيد زيرا فونت Tahoma براي اندازه هاي 11 و کمتر از آن است، اما فونت Time New Roman و Arial و در نهايت Verdana براي فونت هاي بزرگ مناسب اند. بعضي از دوستان نيز از فونت هاي فارسي مانند Nazanin يا Mitra و غيره استفاده مي کنند ، بايد توجه داشت که همه سيستم ها اين فونت ها را ندارند . و ممکن است فونت وبلاگ ، در سيستم آنها به هم بخورد و متن وبلاگ قابل خواندن نباشد . پس براي انتخاب فونت ، بايد از فونت هايي استفاده کرد که در اکثر سيستم عامل ها به طور پيش فرض موجود است . |
||
|
#
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 13:38 توسط روان نویس
|
|
||
| ۩ طراح وبلاگ : روان نویس ۩ |
| «
استفاده و
کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است » |